سلام...
خلاصه ميگم...
سخنان حجت الاسلام سيد محمد انجوي نژاد پيرامون برخورد مردم با نوه حضرت امام(ره) در 14 خرداد 1389
خودتون گوش كنيد...![]()
موفق باشيد...
يا علي...
سلام...
خلاصه ميگم...
سخنان حجت الاسلام سيد محمد انجوي نژاد پيرامون برخورد مردم با نوه حضرت امام(ره) در 14 خرداد 1389
خودتون گوش كنيد...![]()
موفق باشيد...
يا علي...
سلام...
خيلي دلم مي خواست اينجا متني داشته باشم مبني بر مرور پارسال توي امسال اگه ميزاشتم
تكراري ميشد بر ا همين توي سايت رهپويان وصال تاپيكي به اسم پارسال همين روزها هست مي
توونيد شما هم از اونجا ببينيد...البته منبع من اينجاست
تفاوت را ببينيد!!!
يكي از استادام مي گفت:تفكرات ميرحسين مثل اصلاحطلبان نيست.(دقيق اين جمله را نگفتا)
خوب اينم برا روشنفكران بد نيست...![]()
خوبين؟؟؟
قبل از همه چيز از بچه هاي اهل قلم و آقاي سيد مهدي دزفولي تشكر مي كنم به خاطر قلم زيباشون...![]()
وقتی شنیدم میر حسین موسوی، حامی خداجویان سبز عاشورا! و مرد توهمات سبزکی! به خاطر اعدام شدن 5 تروریستی که دستشان به خون مردم بیگناه آلوده بود، نوحه سرایی کرده و بغضی سبز! گلویش را فشرده به حماقتش یقین پیدا کردم.
موسوی و دار دستهاش صبر نکردند تا حداقل یکسالی از تفرقهافکنیها و آشوبطلبیهایشان میگذشت و بعداز آن به صورت رسمی از تروریستهای جنایتکار حمایت میکردند.
البته ماهیت موسوی مشخص بود اما نه اینطور آشکار.
آنطور که از شواهد پیداست، موسوی و گردانندگان پشتپرده وقایع پساز انتخابات، در حال یارگیری از معاندین مسلح جمهوری اسلامی هستند و بهترین شاهد بر این ادعا، حمایت از معدومین تروریستی است که از اعضای یک گروهک جداییطلب بمب گذار هستند.
این حمایت زیاد هم عجیب نیست، زیرا شاکلههای فکری و نهایت هر دو راه، یکی خواهد بود.
حمایت موسوی از تروریستها یعنی داشتن عقاید تروریستی؛
پساز این به بعد استفاده از عنوان "موسوی تروریست" چندان عجیب نخواهد بود.
بعدنوشت
شیخ مهدی کروبی، رقیب آرای باطله! و نفر 5 انتخابات ریاست جمهوری نیز، با کمی تأخیر از تروریستها حمایت کرد.+
مطالب مربوطه
بغض به خاطر اعدام تروریستها!؟ (همراه با فیلم) +
شقیترین موضعگیری در تاریخ انقلاب. +
5 نفری که اعدام شدند چه کسانی بودند؟ +
اظهارات در حد ارتداد زهرا رهنورد در حمایت از بمب گزاران. +
جواب می دادند:ما را چه به فلسطین...
می خوام داد بزنم :
قدس و فلسطین هم زمانی حرمت داشت...!!!!!!!
حالا چی شده...
از یک ماه پیش توی دهانشون افتاده:
قدس را با رنگ خونمون سبز می کنیم....
آهایییییییییییییییییی....
با شمام...
خودش سبز است با خون کسانی به اسم شهید...می شناسیدشون؟؟؟
کجای میدان مین بودی؟؟؟
تا حالا تفنگ دست گرفتی؟؟؟ اصلاً می دونی چیه؟؟؟
شما اگه می خواهید مرد باشید،ساکت باشید...اگه نامردی کردید،ما سکوت نمی کنیم...
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
کلام آخر : حداقل حرمت قدس را نگه دارید...
انتخابات تمام شده ولي حرف و حديث ها هنوز نه!!!
اما چرا؟؟؟
راسيتش نمي خوام حرف بزم و لي وقتي مي بينم بچه ها حتي نمرات دانشگاه هم ربط به سياست ميدن تعجب مي كنم ولي هيچ حرفي نميزنم...آخه تا مي خوايي حرفي بزني يا روشونو برمي گردونند يا ميگن ما بي طرفيم...چه بي طرفي جالبي كه برخلاف محمود و طرفدار مير حسين!!!! اونوقت انتظار دارند تو به حرفاشون گوش بدي اگر هم ندي ميگن آره طرفداران محمود اينطوري هستند.اگر هم گوش بدي و چيزي نگي ميگن آره ديديد ساكت شدي و كم آوردي.اگر هم جواب بدي ميگن تو چيزي نميدوني و ماهواره را براتون مثال مي زنند(بابا من روزي 2 ساعت پشت ماهواره ام ولي هيچي ازشون نمي فهمم.آخه اينا عصر يه حرفي مي زنند شب همون حرفو نقض مي كنند)...اينم جالبه!!! بعد مي خواهند به كسي راي بدهند كه به قول خودشان طرفدار آزادي بيان است(به قول ما آزادي پوشش) ولي خودشون به كسي اجازه حرف زدن نمي دهند...والا ديگه نمي دونم چي بگم ولي يكي از دوستانم گفته ديگه باهاشون كل كل نكن...هر دقيقه يك بهانه دارند...آخه چرا بدون دليل حرف مي زنيد..خدا مي فهمه چرا؟؟؟ يكي بهم گفت: دانشگاه اصفهان روي دانشجوها آبجوش مي ريختنند.گفتم : خودت ديدي.مكث كرد و گفت:نه..گفتم ماهواره هم كه نشان نداده..اين چه اطلاعات قوي بوده كه از ساواك هم جلو زده. يكي ديگه مي گفت 200، 300 تا تهران كشته داده.گفتم حالا 200 تا يا 300 تا؟؟؟..اين يكي ديگه هيچ حرفي نزد...بابا اگه زدند برو ببين علت زدنشون چي بوده...چطور وقتي يك بسيجي يا سپاهي را مي كشتند ماهواره نشان نميده يا كسي دلش نمي سوزه اونوقت... خدا مي دونه فقط خدا...دلم گرفته بود يه خورده آرام شدم...
و تمام...
جعل تا چه اندازه؟؟؟ (کوری تا چه حد)
يه برگه ديدم دست بچه هايي كه طرفدار ميرحسين بودن حيفم اومد شما نبينين
تصوير اول با فوتوشاپ دست كاريش كردم تصوير دوم برگه اصليه بعدا اشكالاتشو ميگم (جفتش جعليه سو استفاده نكنيدا!!!)

من که یه ذره از فتوشاپ بلدم راحت دست کاریش کردم...واقعا واسه اون خانم که این برگه (پایینی) دستش بود و اطرافیاش متاسفم...![]()

تو که اسم خودتو گذاشتی دانشجو چه جور میذاری اینجوری خ.. کنن!!! بعدش میگه فکر کردن مردم گاگولن (اگه قراره مردم استنادشون به این برگه باشه که باید واقعا گفت که گاگولن---تو هم گاگولی ولی از نوع دانشجوش که به این برگه استناد میکنی عزیزم)
از بچه هایی که دورش بودن انتظار نداشتم---حداقل میشه ۴-۵ تا اشکال ضایع ازش گرفت
الله اعلم و ...
دلايل آقاي مير حسين!!!
اينو ديگه كجاي دلم بذارم...
1- در مناظرهها مطالبي گفته شده كه اتهام عليه شخصيتهاي نظام بوده است.
2- كارشكني مسئولان فرمانداريها در ارائه كارت ناظرين انتخاباتي.
3- قبل از تجميع دستي آرا نتايج اعلام شده.
4- تعرفههاي انتخاباتي در شعب اخذ رأي به خوبي توزيع نشده مانند شهرهاي شيراز و تبريز.
5- احمدينژاد در صداوسيما تبليغات اضافي داشته است.
6- تيتر سايتهاي رجانيوز، فارس و ايرنا مبني بر پيروزي احمدينژاد در انتخابات.
7- نقض ماده 40 جرائم نيروهاي مسلح و استفاده از نظاميان و بسيج در ميتينگهاي تبليغاتي احمدينژاد.
يكي از اعضاي سايت رهپويان وصال جوابي به اين دلايل دادند!!!!!!!
من با این اطلاعات ناقصم هم میتونم راحت به اینا جواب بدم .
بگم !؟
بگم !؟
فکر کنم اعتراضات 2 و 3 و 4 مهمترین هاشون باشن و بقیه شون فقط برای خنده توی اعتراض آورده شدن .
شماره ی 4 میگه : تعرفههاي انتخاباتي در شعب اخذ رأي به خوبي توزيع نشده مانند شهرهاي شيراز و تبريز.
حتی در صورتِ درست توزیع نشدن تعرفه ها مگه فقط آقای موسوی ضربه خوردن ؟ آیا آقای احمدی نژاد هم همینقدر ضربه نخوردن ؟ مگه مسئولای انتخابات تبریز میدونستن مردم بیشتر به کی رأی میدن ؟ (آقای احمدی نژاد تو تبریز و شیراز اول شدن و تو شیراز 215.927 رأی با میرحسین فاصله داشتن)
تازه با همین درست توزیع نشدن تعرفه ها هم (به قول آقای موسوی) ، نزدیک به 83 درصد واجدین شرایط آذربایجان شرقی تو انتخابات شرکت کردن (آمار واجدین شرایط تبریز رو نتونستم پیدا کنم تا با تعداد رأی دهنده ها مقایسه کنم) . یعنی شما فکر میکنید این درصد مشارکت نشون دهنده ی اینه که تعرفه ها درست توزیع نشدن ؟!!!
در استان فارس هم نزدیک به 89 درصد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردن (بازم آمار واجدین شرایط شیراز رو نتونستم پیدا کنم تا با تعداد رأی دهنده ها مقایسه کنم) . بازم میپرسم یعنی شما فکر میکنید این درصد مشارکت نشون دهنده ی اینه که تعرفه ها درست توزیع نشدن ؟!!!
شماره ی 3 میگه : قبل از تجميع دستي آرا نتايج اعلام شده.
چون نمیدونستم تجمیع دستی آراء دقیقاً یعنی چی رفتم و سرچ کردم .
سایت روز آنلاین که جزو سایت های خودشونه نوشته بود : منظور از تجميع آرا جمعآوري نتايج شمارش دستي آرا در شعب اخذ راي و محاسبه نتيجه نهايي است .
یعنی این آقا منظورش اینه که چرا ستاد انتخابات مدام داشته آمار میداده و نذاشته آمار رو یکجا و مثلاً عصر شنبه اعلام کنه ؟
مگه در این صورت تفاوتی تو آمار نهایی به وجود میومد ؟
مگه اینکار رو قبلاً هم تو انتخابات گذشته ندیده بودیم ؟
(البته ممکنه من درست نفهمیده باشم منظور این اعتراض رو)
خودم:وقتي شمارش آرا در شعب اخذ راي كه با حضور نماينده طرفين انجام مي شود به اتمام مي رسد...هر نمايده آرا را به ستاد مركزي در شهر خود اعلام و ستاد مركزي هم كل آراي استان مربوطه را به ستاد تهران اعلام مي كند...پس تا ساعت 1 شمارش آرا عملاً تمام شده بود و همه مي دانستند چه كسي راي آورده...(اينو روي هوا نگفتم ، خودم 4 سال پيش نماينده محمود بودم.) ولي خيلي برايم جالبه مثل اينكه مير حسين از اين برنامه درستاد ها خبر نداشته . يا...
شماره ی 2 میگه : كارشكني مسئولان فرمانداريها در ارائه كارت ناظرين انتخاباتي.
این کارشکنی در ارائه ی کارت یعنی چی ؟ آیا حوزه ی انتخاباتی ای بوده که شما بخواین ناظر بفرستید و اجازه داده نشده باشه ؟
چیزی که تو خبر ها بود نشون میده که "نه" ، همیچین چیزی نبوده . و شما قبل از انتخابات در مورد ناظرها فقط یه مشت ایراد بنی اسرائیلی میگرفتید ، نه اینکه بگید تو فلان حوزه ی انتخاباتی به ما اجازه ی داشتن ناظر داده نشده .
خودم:اين جزء محالات است...اصلاً تا زماني كه نماينده(ناظر) حضور نداشته باشد آرا در شعب اخذ رأي شمارش نمي شوند...
شماره ی 7 میگه : نقض ماده 40 جرائم نيروهاي مسلح و استفاده از نظاميان و بسيج در ميتينگهاي تبليغاتي احمدينژاد.
مگه خود من مثلاً بسیجی نیستم !؟ مگه از رفقا و آشناهای من کسی تو نیروهای مسلح نیست ؟ چرا به ماها گفته نشده بیاید تو فلان همایش انتخاباتی ِ آقای احمدی نژاد شرکت کنید ؟ این نظامی هایی که شما میگید تو این میتینگ ها شرکت کردن چرا از دور و بری های ما نیستن ؟
حتی با فرض درست بودن اعتراض شما یعنی استفاده از نیروهای مسلح و بسیج در میتینگ های انتخاباتی آقای احمدی نژاد (در صورت حقیقت داشتن) باعث نمیدونم مثلاً تقلب در انتخابات شده ؟
لااقل میگفتید استفاده از نیروهای مسلح و بسیج در رأی دادن به احمدی نژاد تا باورپذیر تر باشه.
شماره ی 6 میگه : تيتر سايتهاي رجانيوز، فارس و ايرنا مبني بر پيروزي احمدينژاد در انتخابات.
مگه فقط این سایت ها بودن که تیتر زدن احمدی نژاد پیروزه ؟
مگه سایت های خود شما اون شب مدام تیتر نمیزدن که موسوی با شصت و چند درصد آراء رئیس جمهور شد ؟
مگه سایت های مطرح خارجی همون شب تیتر نمیزدن که احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شد ؟
حالا چرا اینا گناهکارن و سایت های شما نه ؟
فرقشون اینه که اینا میدونستن تو مردم چه خبره و درست پیش بینی کردن و سایت های شما 180 درجه اشتباه .
شماره ی 5 میگه : احمدينژاد در صداوسيما تبليغات اضافي داشته است.
مگه پخش ِ خبر ِ کارهای دولت باید به بهانه ی نزدیک شدن انتخابات متوقف بشه ؟
گناه این دولت چیه که دولت های قبل از چند ماه مونده به انتخابات کارهاشون رو متوقف میکردن و شروع میکردن به آماده شدن برای انتخابات و چاپیدنِ پول های باقیمونده ؛ اما این دولت به جای این کارها چسبید به تموم کردن پروژه هاش تا تلویزیون مجبور بشه کارهاش رو نشون بده .
گناه این دولت چیه که تو دوره های قبل ، دولت ها از نزدیک انتخابات شروع میکردن به ، به بازی گرفتن جوونا و گفتن اینکه نمیدونم باید آزادی باشه باید فلان باشه باید بیسار باشه و فقط حرف زدن (و عمل هم نکردن) ؛ اما این دولت کار کرد تا تلویزیون مجبور بشه اون کارها رو نشون بده .
مگه شماها قبل از مناظره ها نمیدونستین که اگه در غیاب یک کاندیدا صحبت کنید اون کاندیدا اجازه داره به همون اندازه اجازه ی دفاع داشته باشه ؟
مگه خود شما تو مناظره با آقای کروبی وقتی داشتید آقای احمدی نژاد رو به باد تهمت و ناسزا و دروغ میگرفتین در جواب تذکر مجری ، به مجری نگفتید که سه برابر بهش وقت بدید تا جواب بده ؟
آیا اون 19 دقیقه ای که به آقای احمدی نژاد داده شد واقعی بود ؟ یا به خاطر ترس از اعتراض های شما کمش کرده بودند ؟ آیا نباید آقای احمدی نژاد خیلی بیشتر از 19 دقیقه وقت میداشتن ؟
شماره ی 1 میگه : در مناظرهها مطالبي گفته شده كه اتهام عليه شخصيتهاي نظام بوده است.
شورای نگهبان گفته اعتراض به نحوه ی برگذاری انتخابات رو اعلام کنید ، نه اعتراض به برملا شدنِ اموالِ خاندانِ عالیجناب .
این بند رو احتمالاً آقای هاشمی از عمد شماره ی 1 گذاشته . ![]()
والا نمي دونم چي بگم...فقط خدا را شكر مي كنم...
و تمام...
آمار رسمی شبکه خبر
احمدی ۷میلیون
موسوی ۲.۵میلیون
ایول ایوله ایول محمود اوله ایول
آمار غیررسمی
احمدی ۲۱میلیون
موسوی ۸میلیون
کارنامه احمدی نژاد (از دیدگاه مخالفین احمدی نژاد)
لطفا به جای توهین و اهانت به طرفین ، طرفدارای آقای احمدی نژاد به این سوالات پاسخ بدن و بگن با وجود این موارد چطور عقیده بر سرفرازی ایران دارند؟؟؟
- دیدن هاله نور و احساس ارتباط با امام زمان و به تصویب رسوندن لیست کابینه توسط امام زمان از طریق چاه جمکران ( فقط نمیدونم چرا تند تند وزرا عوض میشدند؟؟؟) و در کنارش اگه شخص دیگری ادعا میکرد زندانیش میکردند...
- تورم از ۱۵ به ۲۵ درصد
- منحل کردن سازمانهای نظارتی برای اینکه بتوان بدون نظارت هزینه کرد و کسی نگه چرا... کسانی هم که گفتن خیلی راحت میرن کنار ( از جمله پالیزدار که الان تو زندانه و ...)
- واردات وحشتناک و به تعطیلی کشوندن کارگاههای تولیدی و به تبع هزینه از پول ملت و عدم درآمدزایی و بیکاری روزافزون
- چهار برابر شدن قیمت مسکن
- دروغ گفتن های متعدد به مردم ( از جریان گیر دادن به موی جوونها که ادعا کرده بود اینا مهم نیستند اما بعدش .... یا اگه خاطرتون باشه وقتی قیمت گوجه فرنگی یهو چهار برابر شد خیلی راحت اومد پشت تریبون و گفت همش شایعه است و مغازه سر کوچه ما ارزون میفروشه )
-بیکاری و اعتیاد سرسام آور ( نرخ بیکاری و اعتیاد نسبت به دولت گذشته طبق آمار خودشان بیشتر شده)
-فرار مغزها ( ۲.۵ برابر شدن نسبت به دولت گذشته ) و سرمایه داران و رفتن به کشورهایی که حتی با یکی از شهرهای ما هم برابری نمیکنند اما الان از صدقه سر بعضی ها دارن واسه ما خط و نشون میکشن و مدعی جزایر میشن و نام خلیج پارس رو عوض میکنن و ...
-خالی شدن و حتی بدهکاری صندوق ذخیره ارزی با نفت بشکه ای ۱۴۰ دلار
-آمدن مسوولینی مثل کردان (دکترای قلابی که حتی بعد از مشخص شدنش باز احمدی نژاد ازش حمایت کرد و حتی یه عذرخواهی از مردم نکرد) و یا محصولی ( وزیر میلیاردری که خود مفسد اقتصادی بوده)
- به تباهی کشاندن ورزش و قسمتهای مختلف کشور به خاطر گذاشتن فامیلها و اقوام که بی تجربه و بی تخصص بودن، سر کارهای دولتی
-به خرابی کشاندن آثار باستانی
- منزوی شدن در جهان و دوست شدن با کشورهای کمونیستی که قاعدتا باید در اسلام حکم اعدام داشته باشند ( چون خدا رو قبول ندارند) اما وقتی منافع مطرح شد میشن برادر (وااااااااای....)
- تصویب سه قطعنامه تحریمی که حتی روسیه و چین و ... هم رای مثبت دادند ( وقتی کشورهای اروپایی و آسیایی هم ما رو تحریم کردن کجا عزت ما بالا رفته حتما پیش حزب لله و هوگو چاوز)
- افزایش حراج دختران ایرانی به دبی و ... ( اگه یه سفر رفته باشید به این کشورها متاسفانه چیزای جالبی نمیبینید)
- سانسور فیلم و موسیقی و کتاب بسیار شدیدتر از قبل
- هو شدن در کشورهای غربی ( مثل کنفرانس ژنو و دانشگاه کلمبیا ( که فکر کرد اونجا هم به راحتی میتونه دروغ بگه و گفت در ایران همجنسباز نداریم که همه بهش خندیدند) بر عکس دولت گذشته
- راه افتادن گشت های ارشاد
- انگشت نگاری و تروریست دونستن ایرانیان
اگه به اینها جواب دادین بازم براتون میگم
منبع اين سوالات:
http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/Totalhealth/topicid/1893908
*****************************************************************************
پاسخ ایشون به این فرد:
سلام و دورد خدا بر محمد و آل محمد باد. و سلام به شما دوستان
بسم الله
فردا انتخابات است...دلم بد جور گرفته...سيد دعا كن محمود راي بياره وگرنه من و تو توي دانشگاه سكه ي يه پول ميشيم...البته جلو خدا سربلند باشيم كافيه!!!!
ميرم سريع سر اصل حرفام...
4 سال به محمود مي گفتند چرا از مفاسد نام نمي بري حالا كه نام برده مي گن چرانام كسايي را آوردي كه در انتخابات حضور ندارند.مگه مي خواست اين كارا برا انتخابات كنه؟؟؟مغزاهم فرسوده شده...ولي من ميگم اونا بيشتر از يكي مثل مير حسين هستند...يكي از دوستام گفت مگه خاتمي هم كانديداست؟؟؟گفتم والا ما نمي دونيم شايد با مير قايمكي امده توي انتخابات!!!شايد مي فهميده بعضي از مردم تاييدش نمي كنند قاچاقي امده...!!! حالا كدام عوام فريبيه اقايان كانديدا:او كه برا گول زد جوانان ما از عكس كسي در انتخاباتش استفاده ميكنه كه زماني گفت آزادي اونوقت به مردم ما آزادي پوشش داد نه آزادي بيان يا اون كه دست پيرمدي را می بوسه؟؟؟؟...آزادي تا كجا؟؟؟يه سر بريد پارك (فكر كم ملت )شيراز را ببينيد(بالاي كوه) اين همون آزادي است كه خاتمي داد...خانه عفاف تهران را كي ساخت...؟؟؟ كارخانه زنان در تهران دوران كيه...؟؟؟
بسه اينهمه آزادي كه ميترسم خودم تنها برم شهر ديگه...آقا خاتمي من اين نوع آزادي مي خوام نه اوني كه فقط بعضي ها دنبالشن...؟؟؟
مير حسين شما كه ميگيد چرا عكس زن من توي تلويزيون نشون داده...آبرو زنت رفت؟؟؟آبرو زن شما وقتي رفت كه چادر از سرش افتاد و اعتنايي نكرد و در جواب با كلمات زيبا گفت:چادر من چادر سنتي نيست چادر 17 شهريور است..چه كلامات قشنگي خوب مارا پيچوندي...آبروش پيش ما رفت كسي كه كتابي پيرامون حجاب چاپ مي كنه بايد خودش از نظر حجاب تك باشه...چادر حالا به كنار وقتي آستين دستت تا آرنج ميره بالا اونو چي ميگي حتما مي خوايي بگي آستين من هم آستين سربازان دفاع مقدس است...؟؟؟
سربازاي كه همسر شما توي او زمان حساس جنگ چون نمي توانست از عهده ي كارهايش بر بياييد استعفا داد... نه به امام نه به رئيس جمهور وقت در راديو اعلام كرد...آقاي مير اين كار ضداخلاقي است يا كار محمود ما...؟؟؟ راستي چرا امام گفت:اگه خدمات شما نبود.شما را خائن به ملت و مردم مي ناميدم؟؟؟؟ اصلا ميشه به من بگيد چرا توي دوران جنگ 200 ميليون به دانشگاه آزاد داديد؟؟؟كه از اكبر ترسيدي يا منافعت در خطر بود؟؟؟خودت و ما خوب مي دانيم كه بازيچه اي بيش نيستيد...
؟؟؟ كه :
مي گفتند زيتون مال پسر ؟؟؟ است...
كيش مال پسر ؟؟؟ است...
حق صادرات واردات مال پسر؟؟؟ است...
همش شد پسر ؟؟؟ پس كي ميشه ملت؟؟؟؟
حالا محمود اومد همه چي را افشا كرد...خيلي ازش انتقاد كردند چي شده؟؟؟مگه شما نبوديد مي گفتيد بگو....؟؟؟
آقاي مير حسين نگاهي به اطرافتون بندازيد..ببينيد چه كساني از شما طرفداري مي كنند كي هستند؟؟؟؟يه مشت سرمايه دار كه منافع خود را در خطر مي ديدند...يه مشت از جوان مارا داريد فريب مي دهيد چرا؟؟؟...به خدا شما را هم بازيچه قرار مي دهند چرا نمي فهميد؟؟؟؟
شيخ اصلاحات:
جناب شيخ چرا هر كس كه سابقه اي خراب در امر اختلاس داره جز تيم 50 نفر تو هست...مهاجراني .... كرباسچي
شيخ چطور رويشان ميشه از مردم درخواست كند كه به شما راي بدهد؟؟؟...
چرا كسي داره براي شما تبليغ مينكه كه در حذب اعتماد ملي (بوشهر.خ آتش نشاني) نشسته و همه را حتي رهبر و ميگه من پيامبرم كوروش كبير است را زير سوال ميبره اونوقت به شما ميگه آقا!!! اخه آقاي (خ) تو چطور مي تواني به خودت جرات بدي كه؟؟؟خداي من...مي دونيد اين آدم حاضر نيست بدون پول هيچ كاري بنكه...چقدر بهش پول دادي؟؟؟
توي اين انتخابات به ياد چيزي افتادم:::
دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آيد...
حالا كار شما آقايان شده....
سخن آخر...
اي جوانان تو را به او مادري كه شما را به دنيا آروده قسم ميدم كه شما مثل بعضي از كانديداي ما بازيچه نباشد...تو را خدا....
و تمام...
این دیگه داغونم کرد... (دروغگویید یا ابله)
گفتن احمدی نژاد به رهبری توهین کرده (انتخاب نیوز):
لینک خبر:
http://74.53.118.200/~tiknews/portal/index.php?news=5948
لینک تصویر ضمیمه شده:
http://74.53.118.200/~tiknews/portal/files.php?file=Rajanews3_133917339.jpeg
لینک اصلی سایت رجانیوز که تصویر ضمیمه شده از آن میباشد:
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=30783
توضیحات این حقیر:
البته همه از من بهتر متوجه خواهند شد ولی به توضیحات بنده هم گوش دهید هرکی یکم تیز باشه سریع با دیدن لینک تصویر متوجه همه چیز میشه توی تصویری که از سایت رجانیوز هستش یکی از کاربران نظری رو دادن که پایین مطالب ثبته و بین نظرات دیگه هستش حالا این نظر یا از روی غرض یا چیز دیگری (که احتمالا غرض بوده) توهین به رهبر هستش و الان با مشاهده لینک آخر متوجه میشوید که همچین نظری وجود نداره که دو احتمال رو ایجاد میکنه: ۱.یا تصویر ساختگیه (از انتخاب نیوز بعید نیست) ۲.یا مسئولین رجانیوز پس از مشاهده همچین نظری اون رو حذف کردن
(نمیدونم؟!! آیا من هم که وبلاگ دارم باید هر ۱ساعت ۱بار وبلاگ رو چک کنم و ببینم که کسی حرف نامربوط نزده باشه؟ که یه وقت فرصت طلبا نیان سریع ازش سو استفاده کنن)
حالا فکر کنم متوجه شدین که در هر صورت توهین از طرف رجانیوز نبوده
حالا پس از رفع اتهام احمدی نژاد انتخاب نیوز چی زده:
........ این در حالی است که با وجود اتهامات بسیار زیاد احمدی نژاد به دولت مهندس موسوی و همچنین به کروبی و محسن رضایی و البته اتهامات بسیار به هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری ، خاتمی و... صداوسیما هیچ وقتی را برای رقبای احمدی نژاد در نظر نگرفت.
جالب کلمات آخره "هیچ وقتی" در نظر نگرفتن (مجری پدر خودشو واسه کی در آورد گفت که نیومدن بقیه کاندیدا واسه صحبت و نه همین میرحسین بود که میگفت ۳برابره وقت من رو بهش بدید بیاد از خودش دفاع کنه!!! پس کی بود؟!!)
لینک خبر انتخاب نیوز به صورت کامل همراه با عنوان توهین آمیز به احمدی نژاد:
http://74.53.118.200/~tiknews/portal/index.php?news=6088
حالا باز کی دروغگو شد؟!! انتخاب نیوز یا رجانیوز
جرأت مقابله با اژدهای هفت سر فساد در این دولت هست. (رهبر انقلاب 2/6/87)
بخشی از پيامكهای حمايتی و تخریبی
حمایتی:
یک قرن بعد، عصر پساهاشمی، کلاس درس تاریخ:
معلم: سلسه اکبرشاهیان را چه کسی منقرض کرد؟
دانش آموز: آهنگرزاده سمنانی، شهید محمود احمدی نژاد.
تخریبی:
(به مير حسين راي دهيد) اين پيام رو براي 10نفر بفرستيد امشب خواب خاتمي رو مي بينيد يك نفر بيتوجهي كرد خواب احمدي نژاد رو ديد
http://www.rahpouyan.com/news/news_item.asp?NewsID=418
حالا نظرسنجی من به طنز:
۱.دزدگیر ایران با ۱۷میلیون (انسان فهمیده و قشر کم درامد) ایول ایوله ایول/احمدی یله ایول
۲.امامزاده میرحسین با ۱۴میلیون شفا یافته (رقاصان و اراذل و اوباش و پارچه سبز فروشها)
۳.بنای اقتصاد ایران با ۴میلیون (خانم های خانه دار و کسانی که به دلایلی به احمدی رای ندادند)
۴.شیخ اصلاحات با ۳میلیون (کسانی که تا بحال کم خندیده اند و کسانی که دل به ۷۰تومن بسته اند)
وقتی مردم تفکر می کنند اندیشه ها تغییر می کند...
پویش مردمی حمایت از میر حسین موسوی به آدرس
به پویش مردمی حمایت از دکتر محمود احمدی نژاد
تغییر موضع داد
قرآن پژوه محترم من به شما معترضم...
نوشته مهاجر از خلیج همیشه فارس:
از ديشب تا به حال به حال خودمان مي گريم. مي گريم که آيا اينان مي انديشند مردم ايران انقدر ساده دلند؟
خانم زهرا رهنورد روي کلامم با شماست. شمايي که هر چه داريد به برکت انقلاب اسلامي ست. شمايي که داعيه قرآن پژوهي داريد البته در کنار مدارج آکادميک.
من به عنوان يک خانم -گذشته از طلبه و دانشجو بودن- به شما معترضم. شما در برابر اسوه زنان و مردان عالم فاطمه زهرا (س) چگونه پاسخگو خواهيد بود؟ آيا غير از اين است که شما حضور امام عصر(عج) را ناديده گرفته ايد ؟ حتما از اين مهم غافليد اگر نه به يقين روش شما در حضور مولا بگونه اي ديگر خواهد بود.
ادامه را در منبع بخوانید: http://payamemohajer.parsiblog.com
قبل از خواندن این مطلب باید بگم..ما طرفداران کاندیدا اونطور که خودمان دوست داریم کاندیدامون را می بینیم...حالا اگه طرفداران میر حسین این مطلب را بخوانند زیرش می زنند...مثل وقتی از داداشم برسیدم چرا میر حسین استعفاشو از رادیو اعلام کرد...گفت از امام خجالت می کشیده...گفتم نتوانسته به امام بده می توانسته به خامنه ای بده...!!! تازه چطور توی اون اوضاع مملکتی استعفا داده؟؟؟یعنی تحملش در برابرسختی ها اینقدر کمه؟؟؟؟ما هم فهمیدیم....اما چرا حالا توانسته پشت سر محمود حرف بزنه ولی جلویش چی؟؟؟که بازم خجالت می کشیده یا ترسیده؟؟؟؟
حالا قضاوت با شماست....
در زمان انقلاب یعنی سال 1357 ایشان 37 ساله بوده است. اکثر انقلابیونی که در این سنین بوده اند سابقه مبارزاتی دارند و پرونده آنها در ساواک موجود است. در سازمان اسناد انقلاب اسلامی،پرونده های افرادی که توسط ساواک تحت شکنجه و حتی بازجویی قرار گرفته اند موجود است. میرحسین موسوی هیچ گونه پرونده ای در ساواک نداشته است و همچنین همسرش خانم زهرا رهنورد همینطور.
تنها سابقه انقلابی که از این دو در اذهان است نمایشگاه نقاشی به اسم موش و گربه است که در دانشگاه تهران در سال 1353 دایر شد و از نظر مردم دارای مفاهیم ضد سلطنتی و ضد شاه بود.مهندس موسوی با نام حسین رهجو و همسرش زهره کاظمی با نام زهرا رهنورد این نمایشگاه را دایر کرده بودند.پدر خانم زهره کاظمی(زهرا رهنورد) از امیران ارتش شاه بود و از خانواده متمولی بودند.
آقای میرحسین موسوی قبل از انقلاب با پسر مهندس بازرگان و یکی از فعالان انقلابی گروه مارکسیسم، شرکتی به اسم شرکت سمرقند دایر کردند. که پس کشته شدن آن انقلابی مارکسیسم در درگیری با ساواک و رفتن پسر بازرگان به خارج از ایران، آقای موسوی شرکت را تعطیل کرد.
در زمان رژیم ستم شاهی، کوچکترین مبارزه باشاه و یا ظن بد داشتن ساواک به فرد وی را از بسیاری از مضایا محروم میکرد. آقای موسوی در سال 1353 به عضویت هیات علمی دانشگاه ملی درآمد که برای این امر حتما باید ساواک به دانشگاه تاییدیه می داد که این فرد صلاحیت لازم را دارد و بنا بر این مبنا ایشان تا آن زمان حتی یک سیلی هم از ساواک نخورده بودند!
به عنوان مثال ، دکتر شریعتی پس از اخذ مدرک دکتری و بازگشت به ایران، چون مورد تایید ساواک نبود در یکی از روستاهای دور افتاده نزدیک سبزوار اجازه تدریس گرفت.
و اما در مورد نخست وزیری میرحسین موسوی:پس از شهادت آقای رجایی و نخست وزیرش آقای باهنر، حزب جمهوری اسلامی از آقای خامنه ای خواستند که کاندیدای ریاست جمهوری شوند. ایشان پذیرفتند و نود چهار درصد آرا را به خود اختصاص دادند و رییس جمهور ایران شدند.
بر طبق نوشته های آقای هاشمی در کتاب خاطراتشان:
آقای هاشمی رفسنجانی خدمت حضرت امام رسیدند تا از نظر امام در مورد انتخاب نخست وزیری جویا شوند. نظر حضرت امام (ره) آقای ولایتی بود. اما آقای هاشمی در کتاب ذکر کرده اند که اعضای حزب جمهوری چندین بار پیش من آمدند و تاکید داشتند که با نخست وزیری آقای میرحسین موسوی موافقند. آقای ولایتی از مجلس رای اعتماد نمیگیرند و آقای هاشمی خدمت حضرت امام می رسند و عرض می کنند که اعضای حزب نظرشان روی آقای موسوی است و این بار هم امام (ره) می فرمایند که با نخست وزیری آقای مهندس غرضی موافقندو مجلس بررسی نماید.
آقای هاشمی در کتاب خاطراتشان نوشته اند که به حضرت امام عرض کردم که کتبا نظرتان را اعلام نفرمایید چون ممکن است مانند دفعه قبل ایشان رای اعتماد نیاورند. چندین بار به طور مداوم اعضای حزب با آقای هاشمی جلسه می گذارند و روی نخست وزیری مهندس موسوی تاکید می کنند و در نهایت هم حضرت امام (ره) با این قضیه موافقت می نمایند.
آقای میرحسین موسوی در دوران نخست وزیری مرتب با آقای هاشمی جلسه داشتند و با ایشان هماهنگیشان بیشتر بود تا با رییس جمهور. سند هم آنکه در خاطرات آقای هاشمی جلسات ذکر شده و مثلا گفته شده که محسن رضایی برای جبهه 1000 سکه بهار آزادی می خواست، به نخست وزیر گفتم بدهد!!! این یعنی نخست وزیر تحت امر آقای هاشمی یوده اند.
چهار سال اول ریاست جمهوری حضرت آقای خامنه ای تمام می شود. آقای خامنه ای خدمت حضرت امام می رسند و عرض می کنند که اگر امام اجازه دهند این دور برای ریاست جمهوری کاندیدا نشوند و دلیلشان هم این بوده که چون در انتخاب نخست وزیر ، رییس جمهور دخالتی ندارد، ایشان با نخست وزیر انتخابی هماهنگی ندارند و بنابراین نمی توانند برنامه های مورد نظرشان را به خوبی اجرا نمایند.
حضرت امام (ره) فرمودند، شما کاندیدا شوید انتخاب نخست وزیر را به رییس جمهور واگذار می کنیم.
حضرت آقا کاندیدا می شوند و برای دومین بار، با آراء اکثریت رییس جمهور می شوند.
هنگام انتخاب نخست وزیری، محسن رضایی فرمانده وقت سپاه ، خدمت حضرت امام می رسد و با ارایه ی تحلیلی عرض می کند که اگر میرحسین موسوی نخست وزیر نشود بر روحیه رزمندگان تاثیر بدی خواهد داشت. بر طبق تحلیل ارایه شده حضرت امام می پذیرند و میر حسین موسوی برای بار دوم نخست وزیر می شود.
در کتاب خاطرات آقای هاشمی ،پس از انتخاب میرحسین به عنوان نخست وزیر برای بار دوم، آقای هاشمی ذکر کرده اند که من اکنون در معذوریات اخلاقی نسبت به آقای خامنه ای قرار دارم، چرا که ما به ایشان قول دادیم که نخست وزیر را خودشان تعیین کنند و با این شرایط ایشان قبول کردند کاندیدای ریاست جمهوری شوند.
و ماجرای استعفای میرحسین موسوی در سال: 1367
در سال 1367، مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر وقت، به دلیل آنکه 3 نفر از وزیران کابینه اش را مجلس وقت استیضاح کرده بود، از سمت خود استعفا کرد.
شما وقتی می خواهید استعفا بدهید به رییس خود استعفا می دهید. اگر بالفرض با رییس مشکل داشته باشید به مسوول بالاتری استعفا می دهید.
حضرت امام (ره) رهبر انقلاب اسلامی و حضرت آقای خامنه ای رییس جمهور وقت، هر دو استعفای میرحسین موسوی را از رادیوشنیدند!!
رییس رادیو در آن زمان آقای محمد هاشمی برادر آیت الله هاشمی رفسنجانی بود. متن استعفا نامه موسوی قبل از ارایه شدن به مقامات، از رادیو قرائت شد !
نکته بدی که در این استعفا نامه وجود دارد این است که میرحسین موسوی نامه خود را با این مضمون شروع کرده است:
ملت قهرمان ایران ...
یعنی نه خطاب به رهبر انقلاب و نه خطاب به رییس جمهور وقت، بلکه به سبک مصدق در زمان مشروطه خطاب به ملت ایران استعفا کرد.
که حضرت امام (ره) فرمودند که من موسوی و غیره و شخص برایم مهم نیست . برای من کیان ملت اسلام و حکومت اسلامی مهم است. و از آن پس پست نخست وزیری از قانون اساسی حذف شد.
و تمام........
حل یک تعارض آزار دهنده
چرا یکی میگه اینجوره و یکی دیگه میگه اونجوره و جواب رهبر
با تشکر از سیدمهدی رضوی و حجت الاسلام پیشگر
ببخشید که کپی شده:بسم الله الرحمن الرحیم
مهمترین مطلبی که این روزها ذهن مردم حق جوی کشورمان را درگیر خود کرده است تعارض بین برخی ادعاهای مطرح شده از سوی نامزدهای محترم ریاست جمهوری است. و تا این تعارض حل نشود امکان یک انتخاب مطمئن وجود نخواهد داشت.
حساسیت این تعارض وقتی به اوج می رسد که هر طرف با استناد به یک منبع (آمار بانک مرکزی) دیگری را درغگو خطاب می کند. عموم مردم هم که برای اثبات یا انکار این ادعاها راه به جایی ندارند، هاج و واج، نگران انتخاب خود می شوند و دنبال راهی می گردند تا سریع و مطمئن از این حالت آزاردهنده خلاص شوند.
تمام این تعارضات به دو گزارۀ اصلی برمی گردد:
1. احمدی نژاد می گوید: در داخل ایران وضعیت رو به بهبودی است و امیدوار کننده؛ موسوی و کروبی می گویند: وضعیت بسیار اسفناک است و نا امید کننده.
2. احمدی نژاد می گوید: در بیرون ایران، عزیز شدیم و سربلند؛ موسوی و کروبی می گویند: ذلیل شدیم و سر به زیر.
برای حل این تعارض یا باید دست به تحقیقات دقیق کارشناسانه زد که نوعا دست عموم مردم از منابع اصلی آن کوتاه است. یا باید به آمار و ارقام کارشناسان فن اعتماد کرد که این هم ظاهرا دستخوش بازیهای سیاسی شده است و هر کس با آماری به نفع خود وارد میدان می شود. اخیرا راهی برای برون رفت از این وضعیت توجه ام را به خود جلب کرده است که به نظر می رسد راه خوب و اطمینان بخشی برای حل این تعارض باشد و آن مراجعه به فردی عادل و یقینا کاملا آگاه از این دو موضوع است.
مقام معظم رهبری در دو فراز از سخنان عالمانه خود به این دو سوال پاسخی بسیار روشن دادند:
1. در جمع مردم کردستان فرمودند: « بنده كه از همهى اين آقايان اوضاع كشور را بيشتر ميدانم و بهتر خبر دارم، ميدانم كه بسيارى از اين مطالبى كه بعنوان انتقاد دربارهى وضع كشور و وضع اقتصاد و اينها ميگويند، خلاف واقع است؛ اشتباه ميكنند. انشاءاللَّه اشتباه است. »
2. در جمع زایران حرم امام (ره) فرمودند: « من قبول نمي كنم حرف آن كسانى را كه تصور مي كنند ملت ما به خاطر پايبندى به مبانى و اصول خود، در دنيا خوار شده است، از چشم افتاده است؛ ابداً. »
با توجه به مشکلات آن دو راهی که ذکر شد به نظر بنده این مطمئن ترین راهی است که در این زمان کوتاهِ مانده به انتخابات می تواند ما را در رسیدن به واقعیت و شناخت حق از باطل یاری کند. ان شاء الله تعالی
منبع:
ضريب جيني
الف) نمودار ارائه شده توسط آقاي موسوي در مناظره با آقاي کروبي به عنوان نمودار ارائه شده توسط احمدي نژاد با نموداري که احمدي نژاد در مناظره
نمودار ارائه شده توسط موسوي از سه لحاظ با نمودار ارائه شده توسط احمدي نژاد تفاوت دارد:

1- تعداد سال هاي ارائه شده
2- محل ترانکيت
3- حداکثر مقدار ممکن در محور Y در اين دو نمودار با يکديگر تفاوت داشته و اين عامل نيز به بيشتر به نظر رسيدن اختلاف بين ميله ها مي انجامد.
ب) حال فرض مي کنيم که موسوي مي خواسته تنها بر سال هاي دولت احمدي نژاد تمرکز کند. از اين رو مي توان تصور کرد که نمودار ادعايي وي از نظر شکلي و سال هاي بررسي با نمودار آقاي احمدي نژاد تفاوت داشته باشد. اما مشکل اينجاست که نموداري که آقاي موسوي آن را نمودار احمدي نژاد مي داند از آمار رسمي ضريب جيني سال هاي 83، 84، 85 و 87 استفاده کرده، در حالي که عنوان سال هاي نمودار را به صورت نادرستي به ترتيب 84، 85، 86 و 87 ذکر کرده است.
منبع: رجانیوز http://www.rajanews.com/Detail.asp?id=30850
بقیه در ادامه مطلب
و باز هم خراب كاری...
1.سه شب پيش يكي از دوستام خبر داد كه توي سنگي درگيري پيش اومده منم راست و دروغشو درآوردم كه نگن خبر دروغيه بعد بزنم رو وبلاگ:
مثله اينكه يه سري از بچه هاي بسيجي (كار ندارم كدوم طرفي بودن و واقعا بسيجي بودن يا بسيجي نما) رفته بودن يه سركي بكشن، تو خيابون سنگي جلو ستاد كروبي ميبينن كه يه مجلس رقص كامل در حال برگذاريه كه در اينجا حسه خبرنگاريشون گل ميكنه و ميخوان گزارش تصويري داشته باشن كه با برخورد هواداران كروبي دعوايي رو راه ميندازن و تو اين بين يكي از اونا رو كه منم ميشناختم دوتا چوب مشت خورده بود و تا فرداش تو بيمارستان بود و بعد از اون تازه نيروي انتظامي مياد و اونا رو متفرق ميكنه...
2.دوشب از بچه ها خبر رسيد كه بيا سره خيابون آتشنشاني و روبروي مسجد آذربايجاني ها بازار اونجا هم گرمه من يكم دير رفتم ديدم يه سري بچه هاي عجيب غريب (تقريبا 90درصد براي شفا بند امامزداه ميرحسين رو به خودشون بسته بودن-خدا شفاشون بده) جمع بودن شعاراي عجيب غريب ميدادن اومدم يه سري رو ضبط كردم ولي كيفيت نداشت پاكش كردم جالب بود انگار دوتا ستاد با هم يكي بودن ميرحسينيا با كروبيا قاطي بودن (يكي از شعاراي تخريبي: دولت سيب زميني نميخوايم نميخوايم) يه چرخي زدم ديدم چندتا از بچه هاي محله و دانشگاه هم هستن ولي اين بار يه جور ديگه (همشون سيد شده بودن خيلي جالب بود) رفتم پيش يكيشون گفتم سلام (اشتباه كردم بايد ميگفتم سيد سلام) جا خورد بعد گفت بـــــــــــه سيد اينجا بود كه حيفم شد چرا نگفتم سلام سيد خلاصه گفتم تو هم اينجا گفت اره جو آدم رو ميگيره... رفتم اون ور رو هم ببينم، ديدم كه از سه راهه بازرگاني به سمت ميدون امام تا خيابون باهنر (يا مدرس درست نديدم) رو نيروي انتظامي از ترس خرابي ماشينهاي مردم بسته واسه همين از اون سمتم كه ماشينا ميومدن تو ترافيك گير كرده بودن ترافيك درست كرده بودن كه تو ماشينا پوستر بندازن.
تو اونجا يه بچه هايي هم بودن كه اصلا سنشون به راي دادن نميخورد نميدونم اينا رو كي جمع كرده بود جالب بود يكيشون (دختربچه بود) مي اومد جلو ماشينا ميگفت: ميرحسين ... منتظر جواب راننده ها بود بعد ميگفت فقط ميرحسينا حق دارن رد شن (كسي نبود به اين بگه تو كه حق راي نداري چته اين همه سنگ ميرحسين رو به سينه ميزني...)
3.ديشب هم كه آشناهامون اومده بودن خونهمون گفتن كه راه رو بسته بودن و به شوخي يكيشون ميگفت كه من 100هزارتومن ميگيرم باقي رو از راهي ميبرم كه ماشينش خراب نشه...
حالا اين راه بندونا تا كي ميخواد ادامه پيدا كنه خدا ميدونه... تا كي نيروي انتظامي ميخواد ساكت بشينه... اگه بيان دوتاش رو ببرن كلانتري 10تاشون بقيه حساب كار دستشون مياد كه ديگه شورش نداشته باشن تبليغات سالم داشته باشن (مثله ستاداي ديگه 4تا آدم فهميده بذاريد تو ستاداتون كه بشينن مباحثه كنن ... اينجوري كه نميتونيد راي جمع كنيد«اينم راهنمايي ديگه چي ميخوايد؟!!»)
به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران ، خلاصه نتایج به دست آمده از شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران براساس سال پایه 100= 1383 (359 قلم کالا و خدمت) در اردیبهشت ماه 1388 به شرح ذیل است :
شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران در اردیبهشت ماه 1388 نسبت به ماه قبل 2/1 درصد افزایش یافت.
در مقایسه با ماه مشابه سال قبل ، رشد شاخص مذکور در اردیبهشت ماه به 0/15 درصد رسید که نشان دهنده ادامه روند کاهشی می باشد. یادآور می گردد که در مهرماه 1387 نرخ رشد شاخص مذکور 5/29 درصد بوده که تا اردیبهشت ماه 1388 ، معادل 5/14 واحد درصد از رشد شاخص قیمت کاسته شده است.
نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به اردیبهشت ماه سال 1388 نسبت به دوازده ماه منتهی به اردیبهشت ماه سال 1387 معادل 6/23 درصد می باشد .
لازم به توضیح است که نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به فروردین ماه 1388 نسبت به دوازده ماه منتهی به فروردین ماه 1387 معادل 5/24 درصد بود که نشان دهنده ادامه آهنگ کاهش رشد نرخ تورم در اردیبهشت ماه می باشد.
منبع:بانک مرکزی http://www.cbi.ir/showitem/6237.aspx
حالا باز کی راستشو نگفت...
یک سری مطالب جنجالی و با مدرک:
نامه ى امام(ره) به ميرحسين موسوى در پى استعفاى ناگهانى و بدون هماهنگى با رييس جمهور وقت و امام(ره):
نخست وزير محترم، نامه ى استعفاى شما باعث تعجب شد. حق اين بود كه اگر تصميم بدين كار داشتيد، لااقل من يا مسئولين رده بالاى نظام را در جريان ميگذاشتيد. در زمانيكه مردم حزب ا... براى يارى اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه مى برند، چه وقت گله و استعفاست.
صحيفه نور، جلد21/صفحه124
دانلود صحیفه نور http://www.downloadbook.org/Author/Emam/Author.htm
حضرت امام بدنبال استعفاي نخست وزير ميرحسين موسوي:
اگر بخاطر خدمات شما نبود بعنوان خاين به اسلام و ملت شما را معرفي ميكردم
(رسالت شماره2413 سال67)
هاشمي رفسنجاني:
هنوز هم تلخی دوران نخست وزیري میرحسین را در ذائقه رهبري كه گاهی بروز دارد، احساس ميكنم. (هاشمی رفسنجانی در مقدمه كتاب اميد و دلواپسی)
امام علي:
بیشتر پيروان دجال (دشمن امام زمان «عج») در آن روزگار شالي سبز بر سر و دوش خود دارند
بحارالانوار جلد۱۳ صفحه965
حضرت آیةالله صديقى استاد اخلاق وعرفان:
همه كفار متحدشده اند؛ تبليغات براي احمدي نژاد از درس خواندن واجب تر است؛ دعاكنيد، صدقه بدهيد، … جمكران برويد؛
سكوت كردن مصداق منكراست (در شب سالگرد ارتحال امام معلوم شد چه كسانى به امام جام زهر دادند
سايت رسمي بانك مركزي:
مدارك صحيح احمدي نژاد و غيرصحيح موسوي در بيان نمودارها اطلاع رساني كنيد
www.cbi.ir/simplelist/3484.aspx
آغاجري:
در دولت خاتمي يك پايه از ولايت فقيه را منهدم كرديم اگرموسوي انتخاب شود همه پايه هاي آن را فرو خواهيم ريخت
رييس ستاد ميرحسين در همدان:
تكليف رهبري را معلوم مي كنيم
این همه نگید پیرو خط امام و رهبری، امام که اینجوری میگه درموردش با رهبرم که اصولا مشکل دارن چه در زمان نخست وزیری که رهبر رییس جمهور بودن چه الان که میخوان رهبری رو بردارن؛ نمی دونم چطوری شده که هاشمی ۱۸۰درجه تغییر جهت میده (الله اعلم...)
بازم رو كنيم.... (هنوزم بگم؟ بگم؟)
در حالی که برخی از منتقدان دولت نهم آمارهای ارائه شده از سوی رئیسجمهوری در برنامههای انتخاباتی را زیر سؤال بردهاند و گفتهاند اعداد و ارقام دستکاریشده است، فعالان بخش حوزه پولی و بانکی این ادعا را دروغ و مضحک دانستند و اعلام داشتند، کسانی نمودارهای فعلی را تهیه کردهاند که در دولتهای سابق و اسبق شاخصهای اقتصادی را مانند این 4 سال استخراج و به هموطنان عزیز اعلام کردهاند. ضمن اینکه روشهای فعلی با روشهای گذشته هیچ تفاوتی ندارد.
به گزارش رجانیوز، "محمود بهمنی"، رئیس کل بانک مرکزی در گفتگو با شبکه ایران، در پاسخ به منتقدان دولت نهم مبنی بر اینکه آمارهای ارائه شده از سوی احمدینژاد رئیس جمهور کشورمان کذب و سلیقهای است، گفت: آمارهای بانکمرکزی کاملاً درست است و اعداد آن طبق روشهای سابق که دولتهای قبل استخراج میکردند، تهیهشده و به دلیل انتخابات نمیتوان اعداد کارشناسی را زیر سؤال برد و خدمتگزاران دولت را غافل از آمار صحیح دانست.
وی یادآور شد: با اتفاقات اخیر و کم لطفی برخی از منتقدان بنده حاضرم با تمام کارشناسانی که ادعا میکنند آمارهای نرخ تورم و سایر بخشها اشتباه است، مناظره کنم.
بهمنی خاطرنشانکرد: هموطنان عزیز میتوانند با رجوع به سایت بانک مرکزی از جزئیات نرخ تورم و سایر شاخصههای اقتصادی که توسط کارشناسان بانک مرکزی و سایر مجموعهها به دست میآید، مطلع شوند.
وی تأکید کرد: افرادی که اعداد و ارقام فعلی شاخصهای اقتصادی را استخراج میکنند، همان کسانی هستند که در دولتهای قبل آمارهای لازم را میدادند.
به گفته رئیس کل بانک مرکزی، آمارهای بانک مرکزی آنقدر دقیق است که نمیتوان ادعا کرد که حتی یک اپسیلون هم اشتباه صورت گیرد، زیرا در بانک مرکزی دهها نفر تنها به کار کارشناسی میپردازند و اصلاً تحت تأثیر مسائل سیاسی قرار نمیگیرند و تیمهای کارشناسی بانک مرکزی آمادگی دارند تا با منتقدان آمارها به بحث و گفتوگو بپردازند.
بهمنی با بیان اینکه میتوان تورم را بهگونههای مختلف از جمله دورهای و نقطهای نگاه کرد، میانگین نرخ رشد دوره تورم را در سالهای 1363- 1360، 18،9 درصد، 1367-1364، 20 درصد، 1371- 1368، 17،6 درصد، 1375-1372، 17 درصد، 1383-1380، 14،5 درصد 87-1384، 16،6 درصد بیان کرد.
وزیر امور اقتصاد و دارایی نیز دراینباره گفت: اگر ما روی مفاهیم دقت کنیم، متوجه خواهیم شد که هیچ ایرادی بر ارائه آمارها از سوی رئیسجمهوری وارد نیست و من از همه دوستان خواهش میکنم به این مفاهیم به صورت اقتصادی و نه با کارکردهای سیاسی توجه کنند.
در عینحال، موسوی در مغالطهای آشکار با آن که رئیسجمهور آمار تورم چهارسال گذشته را بازگو کرده بود، به آمار تورم یک ساله اشاره میکرد و نیز بهرغم آنکه رئیسجمهور میزان تورم نقطهای در اردیبهشتماه امسال را 15 درصد اعلام کرد، میرحسین کل میزان تورم در سال 87 را 25 درصد اعلام و در اظهار نظری عجیب آن را مغایر با 15 درصد اعلام کرد.
حتماْ می گوید به خاطر انتخابات است که سریع تورم را آورده پایین؟؟؟
آیا اعتقاد دارید اینا جز تخریب چیزی نیست...به قول سهراپ سپهری:چشمها را باید شست...
خبرگزاری فارس: اسناد پذیرش غیرقانونی دختر میرحسین موسوی در دوره دكتری فیزیك دانشگاه امیركبیر منتشر شد.
به گزارش خبرنگار "سرویس فضای مجازی " خبرگزاری فارس، جهان نوشت؛ تاكید مداوم میرحسین موسوی بر پیاده سازی عدالت عمومی و رفع تبعیض در میان اقشار مختلف جامعه و اتهام زنی پیاپی وی به دولت نهم در این رابطه، در حالی صورت میگیرد كه متاسفانه طبق اسناد معتبر بدست آمده خلاف ادعاهای موسوی در حرف و عمل ثابت میشود.
به گزارش جهان، دختر میرحسین موسوی در سال 83 متقاضی پذیرش بدون كنكور در دوره دكتری فیزیك دانشگاه امیركبیر میشود و مسئولان آن دانشگاه نیز در اقدامی خلاف قانون در حالی كه نامبرده دارای معدل 5/13 در دوره كارشناسی و 7/14 در كارشناسی ارشد بوده، وی را پذیرش میكنند.
بنابر این گزارش، دختر موسوی در تاریخ 7/6/83 طی نامهای خطاب به رئیس دانشگاه امیركبیر با اعلام اینكه در سال 81 نفر سوم جشنواره جوان خوارزمی شده و دارای چهار مقاله چاپ شده در نشریات داخلی و خارجی است، متقاضی پذیرش بدون كنكور در دوره دكتری فیزیك دانشگاه امیركبیر میشود.
برپایه این خبر پیرو دستور مورخ 8/6/83 رئیس دانشگاه امیركبیر مبنی بر رسیدگی به این تقاضا، رئیس دانشكده فیزیك این دانشگاه طی دستور مورخ 20/7/83 خطاب به مدیركل تحصیلات تكمیلی دانشگاه ضمن ارسال مدارك دختر میرحسین موسوی اعلام میدارد كه معدل كارشناسی ارشد نامبرده 7/14 میباشد و عملاً امكان تحصیل وی بر طبق قانون وجود ندارد.
با این حال رئیس دانشكده فیزیك دانشگاه امیركبیر طی نامه شماره 5582/41 مورخ 22/6/83 اعلام مینماید كه موافقت شده تا خانم كوكب موسوی با استفاده از سهمیه دانشجویان ممتاز در دوره دكتری پذیرفته شود.
شایان ذكر است كه برابر ماده 4 آئین نامههای تسهیلات آموزشی و پژوهشی برای دانشجویان ممتاز مورخ 19/12/81 و 10/3/82، دانشجویان ممتازی میتوانند در دوره دكتری پذیرفته شوند كه در دوره كارشناسی ارشد معدل كل دروس آنها 17 و پایان نامه آنها با درجه عالی ارزشیابی شده باشد.
به نظر میرسد میرحسین موسوی با توجه به ادعاهای پیاپی مبنی بر وجود تبعیض و عدم رعایت عدالت در دولت نهم،باید عدالت واقعی را از منظر خود باز تعریف نماید.
*گفتنی است؛ انتشار مطالب وبلاگها و سایتها در "سرویس فضای مجازی " خبرگزاری فارس به معنای تایید محتوای آنها نیست و صرفاً به منظور گسترش فرهنگ تعامل و نقد صورت میگیرد.





کافیه یا بازم بگم؟؟؟؟..........
و تمام...
میرحسین موسوی در مناظره چهارشنبه شب خود با محمود احمدینژاد در واکنش به طرح موضوع روند تحصیلی زهرا رهنورد همسرش که در تمام تبلیغاتهای انتخاباتی در کنار وی قرار داد، بدون ارائه پاسخ مستند تلاش کرد با مظلومنمایی و استفاده از تعبیر پروندهسازی از پاسخ به این مسئله خودداری کند.
رجانیوز به منظور روشن شدن میزان صداقت و قانونگرایی مدعیان اخلاق و قانون، اسناد تحصیلی خانم زهره کاظمی (مشهور به زهرا رهنورد) را منتشر میکند.
زهره کاظمی (مشهور به زهرا رهنورد) در سال 69 در آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد پذیرفته و در تاریخ 31/6/72 در این مقطع فارغالتحصیل میشود. وی با وجود آنکه در سال 1365 هنوز مدرک فوقلیسانس خود را دریافت نکرده و 7 سال بعد از این تاریخ از پایاننامه کارشناسی ارشد خود دفاع کرده، به ادعای گواهینامه دکترای دانشگاه آزاد، در آن سال در آزمون ورودی پذیرفته شده و در تاریخ 13/4/ 74 مدرک دکترای خود را دریافت میکند.
جالب اینجاست که در گواهینامه موقت پایان تحصیلات دکترای وی صادره از واحدعلوم تحقیقات دانشگاه آزاد، نمره و رتبه قبولی زهرا رهنورد در آزمون ورودی دانشگاه خالی و سفید است.
اکبرهاشمی رفسنجانی رئیس هیأت امنا، عبدالله جعفرعلی جاسبی رئیس و مهندس میرحسین موسوی (همسر زهرا رهنورد) عضو هیأت امنای دانشگاه آزاد است.
علاو بر این، خانم زهرا رهنورد در سال 76 با مدرک فوقلیسانس علوم سیاسی از دانشگاه آزاد که غیر مرتبط با رشته پژوهش هنر میباشد به عضویت هیأت علمی با مرتبه مربی در میآیند.
در تاریخ 21/7/76 بدون اخذ مدرک دکترا علیرغم مخالفت مقامات دانشگاه از مرتبه مربی به استادیاری تبدیل وضعیت یافت و در مورخ 30/6/77 با حکم دکتر معین، سرپرست دانشگاه الزهرا(س) میشود در حالی که هنوز پنج سال سابقه آموزشی هیأت علمی نداشت.
در حالی که برای ارتقا از مرتبه استادیاری به دانشیاری، داشتن دکترای تخصصی در رشته مربوط الزامی است و علیرغم مخالفت مقامات و مسئولان ذیربط، وی در سال 81 به مقام دانشیاری دانشکده هنرهای زیبا نائل میشود.
اما در واکنش به اشاره احمدینژاد به این واقعیت در مناظره چهارشنبه شب، موسوی با طفره رفتن از هرگونه توضیح در این زمینه، از اینکه تصویر گواهینامه موقت پایان تحصیلات دکترای رهنورد به مردم نشان داده شد، گلایه کرد و اظهار داشت همسرش 10 سال برای مدرک علوم سیاسیاش زحمت کشیده است.
همچنین رهنورد در واکنش به طرح این موضوع، به جای توضیح درخصوص روند اخذ مدرک، به کتابهای قرآنی خود و سوابق مبارزاتیاش اشاره کرده است.
حامیان موسوی به منظور تحتالشعاع قرار دادن این افشاگری، بهانه خندهداری را مطرح کرده و حتی با ناموسی دانستن این مسئله، از اینکه در کپی سیاه و سفید گواهینامه رهنورد، عکس کوچک وی درج شده است، اقدام افشاگرانه دکتر احمدینژاد در قبال مدعیان قانونگرایی را مورد هجمه قرار دادهاند. این در حالی است که تصاویر رهنورد در کنار موسوی در تمام سفرهای وی به صورت گسترده در تمام خبرگزاریها منتشر شده و این بهانهجویی بیشتر به طنز شباهت دارد.

خانم رهنورد(كاظمي سابق)ميشه به من توضيح بديد اين پله پله درس خواندنتان بود كه در سايت خبري راهبردي اسلام در دفاع از صبحتهاي محمود گفتيد:افتخار میکنم که پله پله درس خواندم و بالا آمدم و اعتقاد دارم جایگاه علم و زیور دانش آن قدر قداست دارد که نباید از هر راهی و برای هر هدفی، به هر روشی دست یازید.
حالا كي دروغ ميگه؟؟؟جناب آقا یا آقایان کاندیدا(به جز محمود) و طرفداران...
و تمام...ممنون از سایت رهپویان وصال و دوستانم
نمي خواستم تخريب كنم چون 4 سال پيش كلام محمود اين بود كه تخريب نكنيد بدانيد حالا ديگه چقدر كفري شده كه اسم گفته....طاقت من تمام شد ديگه چه برسد به محمود...
نگاهي به گذشته:
وقتي براي اولين بار محمود بوشهر امد داداشم گفت:محمود احمدي نژاد آمده بعدها فهميدم جز 10 تا مردو 5 تا زن كسي براي ديدارش نيامده بودند(حسينيه ابوالفضل) اما راهش را ادامه داد...البته دليل اين تعداد كم اين بود كه ، كسي نمي شناختنش...هنوزم باورم نميشه چطور راي اورد بچه ها با جان و دل كار مي كردند يادم مياد يه بار از اول خيابان عاشوري توي اون گرماي تابستان پياده امدم تا cd هاي محمود را پخش كنم...اما بقيه طرفداران كانديدا ...قضاوت با اونايي كه ديدند و شنيدند... شب آخر هم كه بچه هاي ستاد x ريختند توي ستاد ما و همه وسايل ستاد را خراب كردند و ما گفتيم ميدان جنگ هم هست...
دور دوم انتخابات بود كه ورق برگشت يه اميدي توي دل بچه ها بود كه انگار تابستان براشان مثل بهار شده بود...بعضي از طرفداران سر سخت محمود بعضي ايراد ها از هاشمي مي گرفتند ولي محمود به ما ياد داده بود كه بگوييم مقام معظم رهبري در مورد هاشمي مي گويند:هيچكس براي من هاشمي نمي شود...ما اينطوري بوديم سكوت در برابر هر عمل...ايراد ازقيافه محمود.قدش و هزاران ايراد ديگه...اي كاش اون موقع يه آينه توي كيفم بود... راي دادند چه اونايي كه مي شناختنش چه اونايي كه مي گفتند بين بد(محمود) و بدتر(؟؟؟) بد رو انتخاب كنيم...
اما رئيس جمهور ايران شد...كي؟؟؟
كسي كه شهردار تهران بود و بس كسي كه كرباسچي درنامه اش به مردم مي گويد:از شهرداري به شهرياري ایران رسيد.( نامه اش را توي وبلاگ خواهم زد.)
بعد از 4 سال براي ما و يه قرن براي محمود و بعضي مردم:
1.كساني از جمله سرمايه داران كه پيرو ؟؟؟ بودند منتظر مهره ي جديد بودند...اما كي آمد؟؟؟رئيس جمهور اسبق آمد ولي چه زود رفت البته چرا؟؟؟ يكي از دوستانم پيامي بهم داد كه گفته بود اگه مي خواهيد خاتمي نرود پيام كوتاهي به او بزنيد...بهش گفتم:تو چقدر ساده اي رفته كه مهره جديد بفرسته...
2.آراي محمود...خيلي از دوستانم كه به قول خودشان 4 سال پيش به محمود رأي داده بودند ولي حالا پشيمان هستند...اما چرا؟؟؟مشكل اقتصادي يا ... اگه مشكل اقتصادي باشه كه بايد بگم خيلي نمك نشناسيد... نمي دانم چرا اين دليل را عنوان مي كنند؟؟؟...اون موقع جوابي بهش ندادم ولي حالا بهش مي گويم...
آيا مشكلات مالي تو در حدي بود كه شبها سر بي شام زمين بگذاري؟؟؟آيا تا حالا شده كه ظهر نان با چاي براي ناهار بخوريد؟؟؟يا نان خشك ب بز با آب بخوريد؟؟؟آيا وقتي مي خواستي دفترچه كنكور بگيري پول نداشتي؟؟؟ آيا پدرت فوت كرده(دور از جان بابات) كه چشمت به دست مردم باشه؟؟؟
آري زماني كه من و تو داشتيم بر سر انتخاب اين كلاس يا اون كلاس جرو بحث كنيم...دختري 18 ساله با پدر و مادر پيرش براي ناهار ظهر نان خشك آب مي زد...كي باور مي كنه؟؟؟...ميدونم كه باور نمي كنيد چون فقط خودتونو رو مي بينيد و اون چيزاي كه دوست داريد ببينيد... كسي كه هر روز يه لباس عوض مي كنه نمي دونه...اوني كه همش توي شمردن پول هاش است نمي دونه و هزاران كس ديگه(شايد هم يكي از شما)...
3.اما كساني كه محمود را شناختند تا حالا هم پايش ماندند... نا خواسته 4 سال پيش وارد ستادت شدم ولي حالا با دلم بهت رأي مي دهم...
تمام و...

به گزارش رجانیوز، موسوی چندی پیش در اجتماع دانشجویان زنجان گفته بود: در زمینه سیاست خارجی شاهد تناقضهای متعددی هستیم؛ مثلاً درباره مسائل ملی صحبتهایی میکنیم اما بعد زیر پرچمی مینشینیم که در آن به جای نام خلیج فارس، نام خلیج عربی درج شده است.
این در حالی است که به این شایبه همان 2 سال پیش که در رسانهها مطرح شد، پاسخ داده شده بود. در آن زمان نیز اصحاب رسانه ای مخالف دولت قصد داشتند تا با اتکا به عکسی که در آن احمدی نژاد را دراجلاس سران دول عربی حاشیه خلیج فارس رسانه ای شده بود، وی را به بی توجهی به عنوان "خلیج فارس" و به رسمیت شناختن نام "خلیج عربی" متهم کنند.
اما آنچنان که در عکس مشخص است، عبارت پشت سر احمدی نژاد در این عکس "دول الخلیج العربیه" است. این عبارت اگر چه با شیطنت برخی از این افراد به "دولتهای خلیجعربی" معنا شد، اما توضیحهای کارشناسان زبان که بعضاً از چهره های اصلاح طلب هم بودند، باعث شد تا آنان در آن زمان از این خطای فاحش عقب نشینی کنند. با این حال، بار دیگر و در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، این سوژه گویا مورد مناسبی برای تخریبهای مهندس موسوی علیه دکتر احمدینژاد شده است.
دو سال پیش، کارشناسان زبان عربی برای این طیف توضیح دادند که "ة" تانیثی که بر سر "العربیة" آمده، با توجه به مذکر بودن لفظ "الخلیج"نمی تواند صفت آن باشد.
آنان توضیح دادند به این دلیل و بنابر قواعد ابتدایی زبان عربی، مشخص است که این صفت به کلمه "دول" که جمع مکسر "دولة" و بنابراین مؤنث است، تعلق دارد.
اما اخیراً همزمان با موسوی یک سایت خبری متعلق به تیم مذاکره کننده سابق هسته ای نیز تلاش کرد تا با احیای این شبهه مرده، آبروی از دست رفته اش در جریان افشاگری های اخیر احمدی نژاد را پوشش موازی دهد.
رئیس جمهور اخیراً با اشاره به حواشی قرارداد "ننگین" سعدآباد، آن را عامل جری شدن دشمنان ایران علیه کشورمان دانسته بود.
سایت مذکور در همین راستا و پس از آنکه از زبان سرپرست سابق تیم هسته ای "دولت" را به افشای برخی اسناد درباره بی کفایتی "تهدید"کرد، در مطلب جداگانه ای نوشت: "آیا حضور جناب آقای احمدینژاد در کنار تابلوی «خلیج عربی» باعث عزت ملی ایرانیان شده است یا سیاستهای هوشمندانه و مذاکرات مقتدرانه نظام در سالهای 82 تا 84؟".
سفر احمدینژاد و حضور وی به عنوان اولین رییس جمهوری ایران، در اجلاس سران کشورهای خلیج فارس برای این رسانه آنقدر سنگین بود که حتی با اعلام خبر حضور احتمالی احمدینژاد در این اجلاس حملات تخریبی خود را سازمان دادند.
حضور احمدینژاد در این اجلاس که پس از جنگ ایران و عراق تاسیس شده و از ابتدا بنای کار خود را مقابله با نفوذ و صدور انقلاب اسلامی ایران و همچنین حمایت همهجانبه از رژیم بعث عراق در جنگ تحمیلی بنا نهادند، خود نشانهای از پذیرفتن ایران به عنوان قدرتی مسلم در منطقه بود.
گفتنی است برخلاف ادعاهای مشابه، احمدینژاد تنها رئیس جمهوری است که حاضر نشد دربرابر شائبه یک مقام عالیرتبه عربی درباره این اسم سکوت کند.
امیر قطر زمانی که در سفر به ایران از خلیج فارس با عنوان جعلی "خلیج" نام برد ، با واکنش سریع احمدینژاد روبرو شد. وی در برابر خبرنگاران هم بدون در نظر گرفتن تعارفات سیاسی-دیپلماتیک این موضوع را به وی گوشزد کرد که خلیج فارس تنها یک نام دارد و آن هم "خلیج فارس" است.
راستی جناب كروبی تو مناظره امشبش به این مسئله اشاره كرد كه واقعا خیلی جالب بود ، روحانی حداقل چیزی كه بلده زبون عربیه دیگه.اونم مسئله به این پیش پا افتادگی رو.حتما كارشناسانش واسش پرینتشو از اینترنت گرفتن ...
راستيتش داشتم خفه مي شدم از اين همه خفقان...
از همه بدم آمده بود...
دلم مي خواست بتركيدم...از بغض...
راسيتش مي ترسم...به سيد(sahha) هم گفتم...
امروز دوستم كه ميگه من چادر را با هدف خاصي انتخاب كردم...اي كاش ميشد 4 سال پيش هم محمود را از روي هدف انتخاب مي كرد...كه حالا مجبور نشه رايشو تغيير بده...
اما من دلم گرفته...امشب كه رفتم كلاس زبان ديدم خيلي از دوستانم نظر منو تاييد می کنند در واقع يه جورايي محمود دوست هستند...
چند شب پيش ساعت 10 كه از كلاس ميومد...با خودم گفتم از سمت مغازه ها (خيابان سنگي )بيام كه شلوغه تر (يعني امنيتش بهترِ)اما تا رسيدم يه مشت از اين پسرا كه ظاهراً تازه از آرايشگاه زنانه اومدن نشستند...يكيشون كه شال سيدي (به ظاهر سيدي)گردنش بود دود سيگار توي صورتم انداخت...
با خودم گفتم خوب كه هنوز مير حسين نيومده تا اماكنو جمع كنه بياد ديگه فكر كنم كسي جرأت نكنه سواد ياد بگيره چه برسه به زبان لاتين...تازه خوب كه نفهميدند محموديم وگرنه با آتيش سيگار ازم استقبال مي كردند...
خلاصه با وجود فصل امتحانات به سيد گفتم بيا وبلاگ بزنيم... او هم قبول كرد...چون حسابي شاكي بود از اين سبز پوشان...
امشب در حالیکه ۶ روز یا به عبارتی ۵ روز به ت رای منو تو مونده...
با سلام
خيلي سعي كردم از همه چيز فاصله بگيرم و به هيچ چيز جز امتحانام فكر نكنم ولي نشد(نذاشتن)!!!
نميخواستم از خونه بيرون برم كه درگير انتخابات نشم ولي چه كنم كه شدم
نميخوام زندگينامم رو اينجا بنويسم ولي چيكار كنم كه طاقتم سر اومده و بايد بنويسم (سعي ميكنم مختصر باشه):
من يك سيدم بابام روحانيه (همون كه بعضيا بهش ميگيد آخوند يا شيخ يا امامه مشكي) 16 سال بوشهر بودم 4 سال قم 1ساله برگشتيم بوشهر خوب رو از بد تقريبا تشخيص ميدم (تو قم ياد گرفتم)
اونجا همه يه جورا (يجور نيستن) 90درصد غير بوميا بيشتر از تهران پس همه جورشو ديدم
اينا رو گفتم بدونيد يه كم با بقيه فرق ميكنم
بريم سر اصل مطلب اگه وبلاگم فيلتر نشد قبل يا بعد انتخابات معلومه جامعه هنوز نمرده
ديشب يه چرخي خوردم تو خيابون واسه يه كپي چشم خورد به ستاد ميرحسين موسوي (حسين رهجو) -3راه باغ زهرا- ديدم دختره (دخترا) با آرايش فجيع شال سيدي (سبز) انداخته گردنش مجبور شدم برگردم يه مجله از يكيشون گرفتم رفتم طرفش گفتم سيدي گفت نه گفتم پس چرا شال انداختي گفت همينطوري گفتم من سيدم نميندازم بعد تو همينطوري ميندازي گفتم قديما اين شال حرمت داشت...
بعد برگشتم طرف خونه داييم كه تي-شرت هاي سبز و ديدم ديگه توجه نكردم خدا ميدونه چقد اعصابم بهم ريخت باور نميكنين من 1ساله دارم سعي ميكنم شال بندازم نميتونم ميگم واسم مسئوليت مياره سخته بايد مواظبه رفتار و كردارم باشم بعد خانم مياد اينطوري با اين وضع ميشينه تو ستاد كه بگه ...
از خونه داييم يه سري مجله آوردم كه يكيش عبرتهاي عاشورايي بود يه مطلبش حرف دلم بود حيفم اومد ننويسمش تو وبلاگ قضاوت با شما:
عنوان: هيچگاه باور نميكردم...
جناب آقاي ميرحسين موسوي:با سلام
من هم يك سيد هستم و طبعا اجدادم، همواره در ميان مردم، از احترام خاصي برخوردار بودهاند...
يادم ميآيد كه از كودكي، رنگ سبز، براي خانوادهي ما معنا و و مفهومي ديگر داشت و هربار كه پدرم، شال سبز را بر كمر ميبست نوعي احساس افتخار به من دست مي داد و هنگامي كه ميديدم كه مردم چگونه از شال و رنگ سبز تبرك جسته و فرزندان حضرت زهرا(س) را تكريم مي كنند از اينكه جزو خانواده معظم سادات هستم بر خود ميباليدم.
يادم ميآيد در همان زمان كودكي روزي اين شال سبز را براي جمع آوري گلهاي باغمان بكار گرفتم و پدرم هنگامي كه اين صحنه را ديد كار خود را رها كرد و مدت زيادي از وقتش را براي ترسيم جايگاه و قداست والاي شال و رنگ و پرچم سبز در ذهن من صرف نمود.
اما شايد هيچگاه باور نميكردم كه شال و رنگ مقدس سبز كه نمادي از سيادت و انتساب به اهل بيت (ع) است به ابزاري براي مقاصد انتخاباتي تبديل شده و در دست و سينه و كلاه و مانتو و حتي لباس هاي خاص عده اي تبديل شود كه يا اساسا به چنين قداست هايي اعتقاد ندارند و يا آن را نمي شناسند.
واقعا آقاي موسوي آيا صحنه هايي كه اين روزها در خيابانها و برخي از مكانهاي استقبال و ستادهاي شما در حال وقوع است با كدام يك از منطق و سيره اجدادمان قابل جمع است؟
آقاي موسوي نظير صحنه هايي كه اين روزها در ستادهاي شما توسط هوادارانتان در حال وقوع است را قبلا در سال 76 در ستاد آقاي خاتمي و در سال 84در ستاد آقاي هاشمي ديده بوديم اما شال سبز هيچگاه در دست چنين هواداراني مضحكه نشده بود شما بگوييد رقص و پايكوبي مختلط دختر و پسر با پرچم و شال سبز كه تاكنون بعنوان نماد غيرت و تدين شناخته ميشد با كدام آموزه ديني توجيه ميشود؟
هديه هزارن مانتو سبز رنگ برداشتن روسريهاي سبز، بستن دستبندهاي ويژه تبليغات شما توسط پسران بر دست دختران و برعكس و ايجاد بهانه براي انجام گناه و بي بند و باري در پوشش برخي ستادهاي شما با آرمان صاحب رنگ چه همخواني دارد؟
راستي آقاي موسوي شما كه رنگ سبر را بعنوان وسيلهاي در جهت تحقق مقاصدتان استفاده ميكنيد چگونه راضي شديد كه در تمام ويژه نامه ها و جملات درج شده در نشريات و تابلوهاي تبليغاتي تان براي تسليت ايام شهادت حضرت زهرا (س) از كلمه مجعول (رحلت) استفاده كنيد نكند بخاطر قولي كه به برخي از افراد دادهايد از الان عقايد خود را نسبت به مظلوميت حضرت زهرا (س) بگونه اي ديگر بيان ميكنيد...
آقاي موسوي قصد داشتم كه اين روزها را با سكوت سپري كنم اما به ياد فريادهاي جدم علي بن ابيطالب و شهادت فرزندش حسين بن علي (ع) براي دفاع از دين و ارزشها افتادم و سكوت را جايز نديدم... الان آنقدر گلويم را بغض گرفته كه نمي توانم دلنوشتهي خود را ادامه دهم و تنها با ابياتي كه اين روزها انواع آن در پيامك هاي مردمي كه از تبليغات شما ناراحت هستند در سطح وسيعي ارسال ميشود به مطلبم خاتمه ميدهم:
شال و سربند و كلاهي سبز بر سرهايشان/ مانتوهاي سبز تنگ و نيمه بر اندامشان
با همايش هاي خود، خون در دل مولا كنند/ اين چنين تبليغ رنگ سبز سيدها كنند!
موسوي، اينگونه خواهي دولتي احيا كني؟/ اينچنين تو همرهي با حضرت زهرا(س)كني؟
عبرتهاي عاشورا شماره۱۳۵
آغام(بابام) هر وقت ميره كربلا يا سوريه يه سري پارچه سبز و تربت و... تبرك شده با خودش مياره كه خيليها بهش اعتقاد دارن هركي مريض بود مشكلي داشت بابام يكي بهش ميداد اونم به مچ دستش يا بازوش ميبست تا مشكلش حل شه (تا يك ماه پيشم همينجور بود اينا خرافه نيست ميتونيد فيلم شهادت آب رو ببينيد)
بند سبز تو قم اينجوري شده چون تو بوشهر به اين شدت نبود نوشتم: شال سبز روي دوش، دور پيشوني و گردن، دور مچ دست با آستين بالا زده، دور مچ پا با پاچهي بالا كشيده، دور تك تك انگشتان، گره خورده به بند كيف و دكمه مانتو و...
حالا ديگه نميدونم جناب ميرحسين چه جور ميخواد اين همه آدمي رو كه مريضن و معتقدم نيستن (از پارچه سبز فقط ميرحسين رو ميبينن) رو شفا بده
اين همه پارچه از كجا خريده شده اين پولا از كجا اومده...
در آخر همين رو ميگم كه سيد، مير يا هرچي دل صدها بچه سيد مثله من رو خون كردي (اگه نميخواستي، نميذاشتي پس ميخواستي كه گذاشتي)
اميدوارم طوري نشه كه ما سيدا تو جشن اهل بيت هم نتونيم شال سيدي بندازيم
چه كسي باعث و بانيشه خدا ميدونه (الله اعلم و انتم لا تعلمون)
من نيومدم بگم به كي راي بديد به كي نديد من ميگم بازيچه واسه مردم درست نكنيد!!!
با تشكر از اونايي كه مطلب رو خوندن و نظر ميدن-تاريخ 16/3/88 ساعت ۴:۰5صبح SAHHA